راهنَمـا
چالش اصلىِ همهى تحولات بزرگ اجتماعى ـ از جمله انقلابها ـ صیانت از جهتگیرىهاى اصلىِ این انقلاب یا این تحول است... اگر جهتگیرى بسمت هدفها در یك انقلاب، در یك حركت اجتماعى صیانت نشود و محفوظ نماند، آن انقلاب به ضدّ خود تبدیل خواهد شد... براى اینكه این جهتگیرىِ غلط و این انحراف اتفاق نیفتد... باید سرِ راه، شاخصهائى وجود داشته باشد. اگر این شاخصها روشن و واضح بود، در معرض دید مردم بود، انحراف اتفاق نمىافتد...
خودِ امام، برجستهترینِ شاخصهاست؛ رفتارِ امام، گفتارِ امام. خوشبختانه بیانات امام در دسترس است، تدوین شده است. وصیتنامهى امام، آشكارا همهى مافىالضمیر امام را براى آیندهى انقلاب تبیین میكند... اگر نظرات امام، بد بیان شد، بد تبیین شد، مثل این است كه قطبنما از كار بیفتد، راه گم میشود...
نباید براى خوشامدِ این و آن، برخى از مواضع حقیقىِ امام را یا انكار كرد، یا مخفى نگه داشت. بعضى اینجور فكر میكنند ـ و این فكر غلطى است ـ كه براى اینكه امام پیروان بیشترى پیدا كند، كسانى كه مخالف امام هستند، آنها هم به امام علاقهمند شوند، بایستى ما بعضى از مواضع صریحِ امام را یا پنهان كنیم یا نگوئیم یا كمرنگ كنیم؛ نه، امام هویتش، شخصیتش به همین مواضعى است كه خود او با صریحترین بیانها، روشنترین الفاظ و كلمات، آنها را بیان كرد. همینها بود كه دنیا را تكان داد. همین مواضع صریح بود كه تودههاى عظیم را مشتاق ملت ایران و بسیارى را پیرو ملتِ ایران كرد. این نهضت عظیمِ جهانى كه شما امروز در گوشه و كنار دنیاى اسلام نشانههاى آن را مىبینید، از این طریق به راه افتاد.
غدیر آمده است که بفهماند، سیاست، به همه مربوط است
امام روحالله خمینی(ره)
ملت عزيز ما بايد آنچنان حركت كند و آنچنان قلههائى را فتح كند، كه دشمنان از دست يافتن بر سرنوشتِ اين ملت به كلى مأيوس شوند...
وقتى دشمن مأيوس شد، يك ملت از شرّ او خلاص خواهد شد.
گناه بزرگى كه برخى از دستاندركاران فتنهها در كشور انجام میدهند، اميدوار كردنِ دشمن است...
آن حضورِ به آن عظمت، آن شركت عظيمِ مردم در انتخابات، میتوانست كار را خيلى پيش ببرد و ملت ايران را در بسيارى از ميدانهاى سياسى موفق كند...سکاندار حکیم انقلاب؛ 89/10/08
همهی دول اسلاميّه و ملتهاى اسلام مىدانند كه اين درد چيست، مىدانند كه دستهاى اجانب در بين است كه اينها را متفرق از هم بكند، مىبينند كه با اين تفرقهها، ضعف و نابودى نصيب آنها مىشود، مىبينند كه يك دولت پوشالىِ اسرائيل در مقابل مسلمين ايستاده ـ كه اگر مسلمين مجتمع بودند، هر كدام يك سطل آب به اسرائيل مىريختند، او را سيل مىبرد ـ معذلك در مقابل او زبون هستند. معما اين است كه با اينكه اينها را مىدانند، چرا با علاج قطعى ـ كه آن اتحاد و اتفاق است ـ روى نمىآورند؟ چرا توطئههايى كه استعمارگرها براى تضعيف آنها به كار مىبرند، آنها توطئهها را خنثى نمىكنند؟ آيا اين معما چه وقت بايد حل شود؟ و پيش كى بايد حل بشود؟ اين توطئهها را كى بايد خنثى كند غير از دولتهاى اسلام و ملتهاى مسلمين؟ اين معمايى است كه شما اگر جوابى داريد و حل كرديد اين معما را، به ما هم تذكر بدهيد.
صحيفه امام، ج 9، ص: 275
چند وقت پیش، سفر پُربرکتی داشتم به سرزمین مقاومت و خانهی مجاهدان، لبنان.
تلاش میکنم چیزهایی بنویسم شبیه سفرنامه! لبنان، کشوری است که اسمش برای ما بچه حزباللهیها، یادآور حزبالله است و مقاومت، به خاک مالیده شدن پوزهی استکبار و قدس اشغالشده. و لازم نیست بگویم که چقدر برای همهمان، جذاب است!
میتوانید شبه سفرنامهی این قلم را در وبلاگ دیگرم، مــنــوّر بخوانید.